<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

	<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">

	<channel>

	<title>پارتیزان</title>

	<description>پارتیزان Rss Feed</description>

	<link>https://partisan.farsiblog.com/</link>

	<language>Fa</language>

	<generator>farsiblog.com</generator>

	<lastBuildDate>2022-01-02T02:46:16+03:30</lastBuildDate>
	<item>
		<title><![CDATA[اعتیاد به سیگار]]></title>
		<description><![CDATA[سیگار واقعا اعتیادآوره ولی عاملی که باعث میشه بیشتر سیگار بکشید همانا مصرف موادمخدر است. هنگامیکه مخدر مصرف می کنید چون حالت سرخوشی داره پس سیگار کشیدن بیشتر میشه و حتی تا روزی سه پاکت مصرف بالا برود. نیکوتین ماده&zwnj;ای اعتیادآور است ولی حالت خدر ندارد و ازین بابت مشکلات و عواقب مخدر را ندارد ولی مصیبتهای زیادی را برای سلامتی دارد که اغلب با آنان آشنا هستید. سیگار چون منع قانونی ندارد همیشه در دسترس است و ترک آن خیلی خیلی به مراتب سختتر است ولی گفتیم که در شرایط سلامت بدن مصرف سیگار چیز زیادی نیست مگر فرد افراط کند. اغلب اوقات چون روان گردانی توسط مخدر در بدن صورت گرفته ، مصرف سیگار روانی بیشتری را در دستگاه عصبی ایجاد می&zwnj;کند و بدن چون در حالت نشگی یا سرخوشی هست تمایل به روشن کردن مجدد نشان می دهد و...&nbsp;<br />نیکوتین در بادمجان و گوجه نیز موجود است ولی نه به اندازه توتون و تنباکو!]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2021-02-21T21:40:15+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[اعتیاد]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">سلام&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">چون در موردش خیلی می دانید دیگر پس تکرار را مکرر نکنیم! فقط اینکه تمام بدبختیهای این مملکت و حتی دنیا از مواد مخدر هست و اعتیاد!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">مخدر برای تولید لیدوکایین یعنی سری دندان لازمه ولی نه برای بدبخت شدن و اسیر شدن!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">باید مرزها را سفت و سخت بست و همانند ژاپن عمل کرد!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">ژاپنی&zwnj;ها دو عادت پسندیده دارند : ۱. اعتیاد هرگز! ۲. بیکاری هرگز&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">این رسم یعنی زندگی و پیشرفت!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">فرهنگ ژاپن را نیز به آن ضمیمه کنید سپس تکنولوژی و غیره! می بینید که با کشور عجیبی روبرو می شوید!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">دوست دارم در مورد شینتوی ژاپنی بدانم! البته فرهنگ ایران و برادر تورانی برای من همیشه مهمتر بوده&zwnj;است ولی ژاپن در کنار ژرمن برای من واقعا جالبه!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">اعتیاد باعث تلف شدن و هدررفتن انرژی و استعداد می شود و معتادان در نظامهای کثیف اجتماعی یا در نظام تحقیر و توهین خانوادگی گیر می افتند.&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">معتاد یا گیر می&zwnj;دهد یا گیر می افتد!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">جدیدا مواد بدتری مورد استعمال قرار می گیرد و ترک تریاک که خودش مصیبت بوده به مصیبت بدتری تبدیل شده&zwnj;است!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">اما راه چیست؟&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">۱. همانند دولت چین عمل کنیم ؟</span><br /><span style="font-size: 12pt;">۲. از روش بوعلی استفاده کنیم ؟&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">۳. از درمان جایگزین و نگهدارنده بهره ببریم ؟</span><br /><span style="font-size: 12pt;">۴. از روش&zwnj;های سم زدایی و غیره استفاده کنیم ؟</span><br /><span style="font-size: 12pt;">۵. به روش قرون وسطایی عمل کنیم ؟&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">۶. و...&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">باید اندیشید و تجارب را تجمیع کرد.&nbsp;</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-30T05:15:20+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[کپل!!! آبناباتهای زمان ما.]]></title>
		<description><![CDATA[الان که دارم اینرا می نویسم یک غم عجیبی در دلم هست و اصلا بیرون نمیره که نمیره!&nbsp;<br />این غم سالهاست که با منست و کهنگی و بزرگی ای به بلندای همهٔ بی مهری های زندگیم و ناملایمتی زندگیم هست و از دو هفته پیش با فوت مادرم در دلم عجیب مانده&zwnj;است. خوب همه غم خودشان را به طریقی بیرون می ریزند و کسانی در کنارشان هستند ولی این مدت انگار نه انگار که منهم بودم! البته من درک می&zwnj;کنم ولی بالأخره منهم داغدار بودم و قرار نیست که مرده مال کسانی باشه که دورشان بیشتر جمع هست!&nbsp;<br />همه افرادی را در دور خود دارند ولی من تنها و تنها بودم و هستم. الان شما حتما همسری و کس و کاری دارید ولی من هیچکس و افراد هم خانه به دلایل زیاد....&nbsp;<br />بگذریم.&nbsp;<br />البته به قول شاعر مژده که ایام غم نخواهد ماند!!!&nbsp;<br />اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد&nbsp;<br />.&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم&nbsp;<br />فعلا برای شاد شدن خیلی زوده!&nbsp;<br />راستی جریان کپل چی بود؟&nbsp;<br /><br />کپل آبنبات های گرد دوران بچگی ما بود.&nbsp;&nbsp;<br />خواهرم یک کپل برای روز تولدم خریده بود که فکر کرده شاید از این شوخی بدم بیاد . برای همین نداد و شد آخرین یادگاری من از مادرم.&nbsp;<br />در جواب مادرم گفتم:&nbsp;&nbsp;<br />عه ! عه!&nbsp; کپل!&nbsp; خیلی ممنون!&nbsp; وای کپل!&nbsp; &nbsp;<br />این را بخوانید]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T10:22:57+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[اجرام ساکنین این ایوان و اسباب تفکر خردمندان!]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">رباعی های حکیم عمر خیام واقعا غنی و دلنشین است و لزومی ندارد دانه به دانه بیاورم ولی چند رباعی خیام واقعا تک است و حاوی حقایقی عجیب است!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">اجرام که ساکنان این ایوانند</span>
<div><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;اسباب تردد خردمندانند</span></div>
<div><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; هان تاسر رشته خرد گم نکنی</span></div>
<div><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; کانان که مدبرند سرگردانند</span><br /><span style="font-size: 12pt;">در بیت اول که عمق و لب اصلی را برای نمایان می&zwnj;کند و در بیت آخر به درستی از این می گوید که خرد گم نکن که مدبران سرگردانند و الحق راست است! دبیری و... به خرد است وگرنه احتمال دارد بیشتر دانستن بدتر باعث تداخل و کم هوشی شود.&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خیام واقعا همیشه از زوایای پنهان می گوید!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خرد از دیدگاه فردوسی بر چند ستون است که اکنون مطمئنا اگر بیاورم حوصله خواندن ندارید و خواهید گفت که دوباره آقا اشکان شروع کرد و رفت روی دندهٔ پرگویی و سنگین و ثقیل گویی و کسل کننده! حق با شماست و باور کنید که خودمم بخاطر همین دیگر مطالب گذشته را ادامه ندادم.ولی نمی توان از خیام نگفت.&nbsp;<br />خیام در نظر من حرف حق زنی هست که بسیار بی پرده می گوید ولی مطمئنا اسلام باور بوده!&nbsp;<br />از جمله رفتگان این راه دراز</span></div>
<div>باز آمده کیست تا بما گوید باز</div>
<div>پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز</div>
<div>تا هیچ نمانی که نمی&zwnj;آیی باز<br />البته بیت آخر در مصرع دوم را به این شکل به یاد دارم.&nbsp;<br />چیزی نگذار که نمی آیی باز!!!&nbsp;<br /><br />این دنیا ارزش برگشتن نداره و خیام بی پرده میگه : برنمی گردی! اگر انتظار زندگی مثل همین جسم خاکی رو دوباره داری نمی آیی باز و احتمالا بهشت را هم اشتباهی فرض کردی! این دو راهه آز و نیاز!&nbsp;<br />چه جالب این دنیا و آن دنیا را تعبیر و تفسیر می&zwnj;کند! آز این دنیاست ولی نیاز آن دنیاست! نیاز!!! نیاز را معنی کنید ؟ نی+آز&nbsp;<br />چه جالب که آز و نیاز را فهمیدیم و کار راحت شد. آیا نماز را هم این شکلی می توانیم معنا کنیم ؟ باید تحقیق بیشتر صورت دهیم!&nbsp;<br /><br />این دو راهه آز و نیاز!!!&nbsp;<br /><br />چه زیبا سروده!&nbsp;<br /><br /><br /></div>
<div><span style="font-size: 12pt;">&nbsp;</span></div>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T07:38:45+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[کوزه!]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">حقیقت نمی خواهم اشک کسی رو دربیارم و کسی تسلیت مرگ مادرم رو تسلیت بگه ولی واقعا چرا ما انسانها زاده می شویم تا آخرش یا درد سکته و یک عمر تحقیر و توهین و یک عمر اسیر مصیبت یا انسانهای ناباب می افتیم برای چه ؟&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خدا را شکر که اگر تا کنون چیز زیادی ندارم، ولی هرگز گناه نکردم که واقعا این عمر ارزش گناه کردن نداره یعنی این دنیا ارزش گناه کردن نداره.&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">در بعضی موارد قبول دارم که دنیا دار مکافاته ولی برخی هم الکی مکافات پس می دهند!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">من دنبال جواب دینی نیستم که هم رساله خواندم و هم توضیح المسائل و صرف و نحو هم به اندازهٔ کافی می دانم و جوابیه های دینی را از قبل می دانم. دنبال یک جواب علمی و جدید می گردم! دلیل این توالد و مرگ چه می تواند باشد!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">آیا تا کنون رباعیات خیام خوانده اید ؟ من همهٔ رباعی هایش را درک می کنم!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خدا کوزه گرست و انسان هم کوزه! کوزه ای که با گل آدم میشه!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">در این رباعی صدای کوکوی مرگبار فاخته را بخوانید و بشنوید! دعوای کوزه ها و آه آدمی!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">در کارگه کوزه&zwnj;گری رفتم دوش</span>
<div><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش</span><br /><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ناگاه یکی کوزه برآورد خروش</span></div>
<div><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;کو کوزه&zwnj;گر و کوزه&zwnj;خر و کوزه فروش</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">یکبار دیگر رباعی را بخوانید و تأمل کنید!!!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">روح آیا تفکر را بعد از مرگ دارد؟&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">کو کو کو کو ؟ از کجایی؟ می خواند پرنده فاخته!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">انسان کوزه ای که توسط خدا یعنی کوزه گر ساخته می شود و در دام کوزه خر و کوزه فروش اسیر می افتد.&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">ای داد...</span></div>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T07:25:40+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[یا شر خود کم کنید یا در خدمت باشید!]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">نسل کشی و حملهٔ مغول بخصوص هلاکوخان واقعهٔ سیاهی بر سر همه بود. کمی به شمال برویم و از آذربایجان رد شویم و سپس از کشور آذربایجان نیز رد شویم و چچن را نیز رد کنیم یکدفعه به قالمیقستان می رسیم که بازماندگان قوم مغول البته با تباری دو گانه از ترکستانی بخصوص ترکستان شرقی و مغول هستند! قالمیق ها مردمی جالبند و از قضا همانند ایرانیان به آتش و شمع روشن کردن علاقهٔ زیادی دارند. مغول که احتمالا دور افتاده ترین قوم ترک از شرقی ها نه غربی ها بوده! در خود مغولستان هم آب روی آتش روشن نمی ریزند و البته این برای داخل سیاه چادر و... هست.همچنین خیلی از تاریخدانان و بررسی کنندگان ترک بودن مغولان را گفته&zwnj;اند مثلا : یواخیم باخیم! و...&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">رشید الدین فضل الله همدانی هم اینرا گفته است. توجه کنید :&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">اکنون جمیع ترکان را مغول خوانند چون اکنون از میان آنان مغول مشهور گشته! همانطور که در سابق تاتار و قبل آن...</span><br /><span style="font-size: 12pt;">توجه کنید که فقط به کتابهای تاریخی ، البته نه هر کتابی هم ، فقط توجه کنید و هر کتابی حقیقی نیست! مثلا توجه کنید که کتاب تاریخی شاید رمان تاریخی باشد. و رمان تاریخی حاوی خیلی از گپ و گفت هایی هست که شاید به همان صورت اتفاق نیفتاده باشد.&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">مثلا من همینگونه می خواهم : صحرای تارتاریک و امپراتوری تاتار را بنویسم.&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">مثلا یکجا شاید نوشتم :&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">چنگیزخان در هنگام سربازگیری از ترکان اویغور گفت : یا شرتان کم کنید یا در خدمت باشید!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">از اینکه چنگیزخان نیروی انسانی خود را چنین تأمین کرد و بر جهان مسکون تاخت ولی عین جمله را شاید نگفته باشد و به شیوهٔ دیگری اصلا سربازگیری کرده باشد!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">پس این جمله از خود من برای زیبایی رمان تاریخی خواهد بود!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">حالا ای مخاطب عزیز و دوست داشتنی! یا شرت کم کن یا در خدمت باش!!!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">پیشنهاد میدم دومی رو انتخاب کنی!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">با لبخند بخوان چون شوخی داره!&nbsp;</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T05:58:28+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[سلام ، آخه خانومم گفته!]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">این مطلب برای این هست که خانوم ها بدانند که چقدر حرفشان مهمه و دارای اعتباره و چقدر در روحیهٔ مردان تأثیر داره،!!!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">یکروز یکی از رفقا که شکم داشت گفت : که هیکلم فیکسه و شکم ندارم!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خوب در چنین مواقعی حتما چشمها چهارتا میشه و ازین واضحات آدم تعجب میکنه ولی وقتی که گفتیم آخه چطوری ؟ این قطر شکم معلومه ها!!!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">ولی جواب قانع کننده&zwnj;ای داد! جواب قانع کننده این بود :&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خانومم گفته فیکس فیکسی!!!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">خوب! من هنوز توفیق ازدواج نیافتم و فعلا حسرت یک هم دم و هم مهر رو می کشم که حتی فرهاد هم نکشیده!!! ولی ایمان دارم که حرف خانوم آدم خیلی تأثیر داره.&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">امشب صدای تیشه از بیستون نیامد&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; شاید که فرهاد به خواب شیرین رفته باشد!</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">یک تشبیه زیبا هم از شرف خان کرد بدلیسی! که کتاب کردستان آن که زمان صفویه نوشته مهم است!!!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">فرهاد کوهکن! آن پلنگ کوهسار مشقت ، آن نهنگ دریای محنت!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">می بینید که مسجع گونه و زیباست!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">زمانی چقدر مسجع می نوشتم آنهم از مطرف تا متوازن و متوازی و...&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">شعرهام رو هم دیگه ادامه ندادم! عروض برای چی یاد گرفتم خدا می داند! سخته ولی ممکنه!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">ولی گاهی رباعی یا داستانی رو برای احاطه و تسلط بر کلام می گم یعنی سرایش می&zwnj;کنم ولی نگهداریشان نمی کنم. زمانهٔ شعر و شاعری گذشته! حتی زمانهٔ نویسندگی هم نیست! ولی بهرحال اگر حوصله کنم حتما امپراطوری صحرا تا دریا را تکمیل می&zwnj;کنم. هرکس بخشی ازین رو خوانده گفته چه عالی!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">البته نثرم در آنجا کتابی میشه!&nbsp;</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T05:31:25+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[سوالات استخدامی و ضمن خدمت و...]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">یک زمانی چقدر دویدم برای آزمون دادن! اصلا دلم می خواست بعد از تصدیق کلاس نه برم درجه داری ولی متأسفانه به غیر از مادرم برای بقیه کسر شان بود! کسر مقام و منزلت بود! یکچیزی در مایه های :&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">افاده ها طبق طبق! سگ ها به دورش وق و وق!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">هیچوقت جلوی فرزندان را نگیرید چون شما مطابق میل خودتان تصمیم می گیرید و چیزی که شما میگید برای دیگری خیلی ناجوره!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">دیپلم گرفتم بازهم نشد و نگذاشتند! شناسنامه و کارت ملی ام نیز پیش خودم نبود! بخصوص برای دانشگاه افسری نیازش داشتم ولی دانشگاه هم کسر منزلت بود!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">دامپزشکی قبول شدم و سه ترم درس خواندم ولی نشد ادامه بدهم! پولش رو نداشتم! انصراف دادم و...&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">در نهایت وضع به جایی رسید که سربازی نرفتم! و جریمه اش از جیب پرداختم!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">توجه کنید :&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">- نری کارگری!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">- مغازه داری! اصلا! دیگه همین مانده! فقط بشی مغازه دار و مردم ببینند!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">- نری دنبال کاری غیر از کارمندی! آبرومون میره!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">- آبرو خواهرت نبری! کار نمیخواد بکنی! بشین خانه!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">و...</span><br /><span style="font-size: 12pt;">کمی نرمال باشید و عقلانی رفتار کنید!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">همچنین دیگران را به سرنوشت دیگری وصل نکنید!&nbsp;<br /></span>چرا فرصت نمی دهید و با رفتار و کردار ناپسند باعث می شوید همه آب راکد شوند! آخه جالبه که خرج هم نمی دهید پس چرا این کار می کنید؟&nbsp;<br />من خودم اصلا در آینده به فرزندم سخت نمی گیرم! خودش روحیهٔ خودش رو بهتر می شناسه و توان خودش رو بهتر میدانه!&nbsp;<br />متأسفانه...<br />همیشه که درجه پایین نیست! پیشرفت هم هست! کلا گفتم....&nbsp;<br />همیشه که کارگری نیست! سرکارگری هم هست!!!&nbsp;]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T04:37:52+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[سلام چهارم! همیشه برنده! تخته نرد!]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">البته الان چندین ساله که دستی از تخته نردبان نزدم ولی هیچکس تا حالا منرو نبرده! همیشه پیروز بودم! اهل شرط بندی نیستم وگرنه می گفتم هرکس منرو ببره جایزه داره!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">زمانیکه با یکی ، شاهنامه می خواندم! تاریخ بررسی می کردیم و تحلیل و تحقیق و تفحص می کردیم و خلاصه با دیدهٔ زبانشناسانه چند زبان و لهجه رو بررسی می کردیم رسیدیم به تخته نرد در شاهنامه و خلاصه داستان رو خواندیم و تخته بازی کردیم و خلاصه همیشه من پیروز و او بازنده!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">همینطور که داشتم براش می گفتم که آره...</span><br /><span style="font-size: 12pt;">گفت : خوش بحالت که تا حالا حسرت پیروزی روی دلت نمانده! خوش بحالت...&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">گفتم : اتفاقا من حسرت مانده روی دلم که یکبار ببازم! ببازم اصلا ببینم باخت در تخته چطوره؟ اصلا طرف مقابلم شاد بشه!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">بین خودمان باشه! من الان بهانه برای باخت های آیندم آوردم پس جدی نگیرید!</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">گاهی اوقات بباز تا دیگران شاد بشند ولی در باخت! هیچوقت خودت رو نباز!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">زندگی ، بی باخت وجود نداره! همیشه برای باخت هایت دلیل بیار ولی بهانه نچین! خودت رو توجیه نکن بلکه توجه کن چرا باختی؟&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">باخت هم مثل بقیه چیزها آفریدهٔ خداست پس نترس! ولی الکی و همین جوری و روی عشقم کشید نباز!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">کوتاه آمدن علی الخصوص در زندگی زناشویی باختن نیست! همچنین گذشت به معنی باخت نیست!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">حس بازنده بودن با تحقیر و یا زوری خیلی بده و هیچوقت این حالت رو به کسی تحمیل نکنید!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست ولی جدی هم بگیرید و...&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">دوستتان دارم! خواننده و مخاطب عزیز و نازنین! از صمیم قلب دوستت دارم و خوشحالم که نوشته&zwnj;های مرا می خوانی! خوشحالم برای.... همه&zwnj;چیز و...</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">راستی ماجرای تخته نرد شاهنامه را دوست داشتید می نویسم! و بخوانید!</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T04:20:21+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[سلام سوم! خر حیوان زحمتکش و کاربرد خر در زبان!]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">خر در گذشته به معنی بزرگ بوده و الان در نامهایی مثل : خرگوش و خرچنگ می بینیم!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">چند وقته عجیب درگیر این فکرم که این اسم و واژهٔ خر که گاهی هم به عنوان صفت بکار می بریمش چقدر کاربرد داره!!!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">توجه کنید :&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خرش کن! در معنا و کنایهٔ بگیرش زبان!</span><br /><span style="font-size: 12pt;">چه خر تو خری شده! در معنای و کنایهٔ بهم ریختگی و شلوغی!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">عجیب خر هیکله! در کنایهٔ غول بودن!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">فلانی خره! در معنا و کنایهٔ احمق و حماقت!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خر خرابش بکن! در معنای کامل خرابش بکن!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">و...</span><br /><span style="font-size: 12pt;">در نام میوه هم کاربرد داره مثل : خربزه!&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">در نام حیوانات مثل : خرگوش و خرچنگ و ...</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">در ضرب&zwnj;المثل خیلی کاربرد داره مثل:&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خر ما از کرگی دم نداشت!</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خر بیار و باقالی بار کن!&nbsp;</span><br /><span style="font-size: 12pt;">خدا خر را شناخت شاخش نداد!</span><br /><span style="font-size: 12pt;">و...&nbsp;</span><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">خلاصه این حیوان که به انسان خیلی خدمت کرده بصورت اسم در انواع حالاتش خیلی کاربرد داره!&nbsp;<br /><br /></span>در داستانها نیز ، حضور جدی داشته و داره! مثلا ماجرای پسر عاقل و خر چلاق که در ابتدایی ما دهه شصتی ها بود و یا در شاهنامه همان ماجرای انوشیروان و عدل و حق ستاندن برای خری که مورد ظلم قرار گرفته بود! و...<br /><br /><span style="font-size: 12pt;">با لبخند بخوانید!&nbsp;</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2020-12-27T03:53:26+03:30</pubDate>
	</item>
</channel>
</rss>